تبليغاتX
(( یـک روز همه چیز تمـــام می شود ))
(( یـک روز همه چیز تمـــام می شود ))

 

 

حتا دکتر ها هم نتوانستند

با مسکن های قوی آرام اش کنند ،

عاقبت شکارچی ها

تیر بی حس کننده رها کردند

و همه چیز از جایی شروع شد

که سرنوشت من

روی یک پا ایستاد

و زیر لحافی  که از هوس افتاده است

 دراز کشید

همین بلاتکلیفی

 برای تمام عمر کافی بود .

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

 

 هربار سرفه می کنی

تعادل شهر بهم می خورد

تا فوت می کنی

خراب می شود کاردستی ماشین ها

خنده دار است

اما ... کاش

دستمالی زیر گلویت ببندی

این بار اگر بادهای نابلد بیایند

با خودشان

آنفولانزا و آسم می آورند

و دیگر هیچ قرصی خوبت نمی کند

باور نمی کنم

ابرها هم

سرما بخورند .

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

بالاخره مجبور می شوی

نگاهت را

تقسیم کنی

بین آن هایی که هر کدام

تکه ای از

روح بزرگ تو را

توی دست هایشان

قایم کرده اند .

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

داشتم از

شانه های خدا بالا می رفتم

که دستت را دراز کردی و

مرا چیدی

حالا یک تکه ابر

هر شب

با نانی  زیر بارانی ات

به خانه می آید .

 

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

تمام دنیا

حواسش جمع است

که مبادا

وقتی اسب ات را

هی می کنی و

خودت را می بری

در جایی از

آرزوهای این زن

زمین نخوری .

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

 فرقی نمی کند

چایی ها دلشان برای قند

ضعف کند

و یا سماورها

فشار صدایشان

تا ته گلوی شیر برسد

وقتی که

فنجان ها

کف آشپزخانه اند

نه روی میز دونفری ...

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

 کسی دارد

جای خالی ام را

هاشور می زند

دل من ولی

شور می زند

برای حرف های تازه و بلندم

که روی خط سکوت

از هم می پاشند

چقدر غم انگیز است

شعر های نگفته

و پیشانی سیاه .

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

بهار

راه صد ساله اش را

روی دوش زمین گذاشته است

چه تقویم ها ورق بخورند

چه نخورند

ما به

راه بندان سرنوشت های سردمان

رسیده ایم . 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |

 

شک ندارم

بن بست ها به بیراهه ها

دل داده اند

تا تن تمام خیابان ها

بلرزد .

 

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت توسط آلمـــا حیدرپور| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت